|
|
>> وقتی هفده هجده ساله بودیم و موقع کنکور بحث گزبنش و تحقیقات مطرح بود، موضوع برایم یک بحث سیاسی و اجتماعی بود و فکر میکردم که آیا نظام سیاسی حق دارد اینطور سرنوشت مردم را در دست بگیرد و تعیین تکلیف کند که به دانشگاه بروند یا نه. یا اینکه اصولا تحقیقات از بقال محله چقئر میتواند برای تعیین صلاحیت یک نفر قابل وثوق باشد و خلاصه از این تیپ سوالها. حالا که سی و اندی سال دارم و با بچه های هفده هجده ساله برخورد پیدا میکنم که چطور تازه میخواهند نوجوانی را پشت سر بگذارند و وارد زندگی جدی شوند و از سوالها و ابهاماتی که دارند با تو حرف میزنند متوجه میشوی که بحث گزینش و تحقیقات اصلا یک بحث سیاسی و اجتماعی نیست بلکه یک بحث اخلاقی است: نهایت بی اخلاقی حکومت و همه دست اندرکاران سیاستهایی چنین ابلهانه که راجع به بچه های هفده-هجده ساله به قضاوت مینشیند. آخر یک بچه هفده هجده ساله که تازه عروسک و ماشین بازیش را کنار گذاشته است و چهار پنج سال است که با غول کنکور دست و پنجه نرم میکند چه نظر یا دیدگاه ثابتی راجع به امور میتواند داشته باشد؟ کسی که تازه میخواهد راه بیافتد به کشف جهان و تکلیف خودش را با خودش بفهمد، چه میتواند به حکومت و جامعه بکند؟ یعنی واقعا سیاستگذاران ممکلت ما از ابتدا اینقدر نادان بوده اند؟ فرض هم بگیریم که بابای یکنفر عرقخور و ضد انقلاب هم باشد، چه ربطی به پسر دارد؟
من از هگل یک کلمه یاد گرفته ام و فکر میکنم برای یک عمر بس است: مدرنیسم بدون عقلانیت حاصل نمیشود. 12/26/2004 02:34:18 PM
>> نظرتان راجع به این موضوع چیست:
طراحی شهری بر اساس تغییرات تکنولوزیک منتج از تحولات ساختاری اقتصاد مدرن در عصر جامعه اطلاعاتی هوس نکردید یک نسخه فارسی مولد چرت و پرت درست کنید؟ ولی از شوخی گذشته، مطالعه شهرها بر اساس تغییراتی که به خاطر به کارگیری تکنولوری ایجاد میشود میتواند یک موضوع خوب مطالعاتی-تحقیقاتی باشد. خصوصا تکنولوزیهای جدیدی که مبتنی بر اقتصاد مدرن است (یعنی ورود و به کارگیری آنها مستلزم وجود اقتصاد سرمایه داری-صنعتی است). اما جدی جدی آن بخش جامعه اطلاعاتی اش را شوخی کردم! یک وقت به اقای جلالی نگویید که فردا یک سمینار با این موضوع راه می اندازد و دو تا پانل هم درباره نقش اینترنت و اقتصاد مجاز ی و... به آن اضافه میکند. 12/12/2004 11:15:32 AM
>> داستان یک زندگی
آدرین حدود پنجاه سال سن دارد. عاقله مرد خوش تیپی است که دکترای ریاضی اش را گرفته، ویولن خوب میزند، از زنش جدا شده و بچه هایش هم هر کدام دنبال زندگی خود رفته اند. آدرین فعلا یک کار تمام وقت گرفته است که سه هفته کار و دو هفته استراحت است: با کشتیهای تفریحی هاوایی به تورهای سه هفته ای میرود و شغلش این است که شبها بعد از شام در بار-رستوران کشتی با خانمهای تنها برقصد. زیرا مدیر تور نمیخواهد با توجه به اینکه تعداد خانمهای تنها از مردها بیشتر است، خانمها بدون همراه بمانند و شبهای سفر برایشان کسالت بار شود. حالا هی بگویید ریاضی خواندن آخر و عاقبت ندارد! 12/9/2004 01:52:11 AM
>> هزار و یک شب کانادا!
در مراسم تحلیف برای اعطای شهروندی، قاضی حرف بسیار بامزه ای زد (مراسم تحلیف در دادگاه و در حضور یک قاضی صورت میپذیرد). قاضی پس از قدری مقدمه چینی که مهاجرت سخت است و شما کار مهمی کرده اید و... گفت اغلب مردم از من میپرسند چطور با جامعه برقرار کنیم تا بتوانیم موانع را از پیش رو برداریم و به قلب اجتماع راه پیدا کنیم تا از فرصتها بهره مند بشویم و... جوابی که خانم قاضی داشت یک کلمه بود: غذا! وی سفارش کرد که هر چند وقت یک بار، یکی از غداهای محلی کشور خود را درست کنید و به خانه در و همسایه ببرید و در حین صرف غذا باب دوستی و مراوده را بگشایید تا اتفاقی که میخواهید بیافتد! ناگفته نماند که در مراسم امروز ما، به یک ضربت، هشتاد نفر از بیست و نه نقطه مختلف دنیا به شهروندان کانادا اضافه شد! 12/9/2004 01:26:22 AM
>> کانون مدافعان حقوق بشر اعلام کرد که عليه شهردار اصفهان به دليل خودداري از توقف عمليات ساختمان برج جهان نما شکايت خواهد کرد
منبع آقا قربون دستت. این دور و بر برج مخابراتی تورنتو هم (موسوم به سی .ان.تاور) آشغال میریزند ما ایرانیان محترم ساکن تورنتو هم که عادت نداریم. اگر زحمت نیست کانون حقوق بشر یک شکایتی هم از این شهردار تورنتو به قوه قضائیه کانادا بکند بلکه فرجی شد. 12/4/2004 01:57:29 PM
>> تخصص یکی از استادان من در این ترم «تاریخ معادن» است با تکیه بر تاریخچه معادن طلا.
همین. 12/2/2004 02:02:39 AM |